فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
427
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
تنظيم كرده بودند ، پس از مشاهدهء آمادگى كشتى ما براى رويارويى با آنها بادبان برافراشتند و بسوى ساحل بازگشتند . چند ساعتى بعد كه آفتاب غروب كرد ناخدا و چند ملاح ، پريشانحال ، نزد سفير آمدند و گفتند كشتيهاى دزدان دريائى بار ديگر به دريا وارد شدهاند تا شب هنگام به تعقيب ما پردازند و چون باد ملايم است و آنها با بادبان و زدن پارو توأما حركت مىكنند مىتوانند پيش از رسيدن صبح به ما نزديك شوند و ما را به زحمت اندازند ؛ مناسبتر اينست كه عقب گرد كنيم و خود را به ساحل برسانيم . نزديك بود كه سفير ، از بيم اغتشاش ، بدين سخنان متقاعد شود كه يكى از افراد خودش به زبان آمد و گفت هرچه كشتى به ساحل نزديكتر شود كشتى دزدان زودتر بدان خواهد رسيد در صورتى كه اگر به وسط دريا برويم چون باد بيشترى خواهيم داشت در نتيجه فاصلهمان از كشتى دزدان نيز بيشتر خواهد شد و آنان قدرت رسيدن به ما را نخواهند داشت . با آنكه اين شخص از دريانوردى اطلاعى نداشت سفير دريافت كه حق با اوست و در عين حال كه همه را موظف كرد پستهاى خود را در تمام شب حفظ كنند دستور داد كه كشتى جهت شمال و شمالشرقى را در پيش گيرد . بدين ترتيب دزدان پيش از فرا رسيدن شب بار ديگر راه ساحل را پيش گرفتند و هرچه بيشتر از ما دور شدند . روزهاى 20 و 21 و 22 و 23 در حالىكه باد برخاسته از خشكى گاه از جنوبشرقى و گاه از شمالشرقى و بسيار ضعيفتر از روزهاى پيشتر مىوزيد ، راه خود را دنبال كرديم . بدين معنى كه روز بيستم ، در هفده فرسنگى ساحل و كاملا خارج از حوزهء ديد دزدان دريائى بوديم . با اينحال ملاحان و حتى دو كشيش از مسافران كشتى همهء شب در پستهاى خود سرتاسر محيط اطراف را تحت نظر داشتند . روز بيست و يكم كه مصادف با روز سن توماس بود مطلقا بادى نمىوزيد . اما اين امر مانع از آن نشد كه با بستن طناب به وسط بادبانها بسوى شرق يا شمالشرقى برانيم . در اين روز چند